L O A D I N G

هستـم، اما در تاریکـی

دکترحسین اردلانی، پژوهشگر هنر و عضو هیئت علمی دانشگاه

چطور می توان نسبت به زندگی که
چنین وافر در مقابل چشم آدم
گسترانیده اند خونسرد و بی تفاوت
بود؟ نه ؛ نقاشی دیگر برای
تزیین آپارتمان ها نیست.
(هریسون و دیگران، ص 183)


شهامت داشتن، برای مطرح کردن سوالات بنیادین، چیزی ست که فلسفه مطرح می نماید و با دامن زدن به این لحظه سخت، ساختن مسیری مستحکم و روشن را در خود نوید می دهد. از این رو پیش از هر چیز هنرمند نقاش می تواند از خود بپرسد که من که ام؟ که می توانم باشم؟ که می خواهم باشم؟ و چرا ناب ترین لحظات حیات من در نقاشی کشیدن شکل می گیرد؟ این گونه است که هنرمند خود را بهتر می شناسد، لذت از خلق آثارش مضاعف می شود، و با درک عمیق تری به خلق آثار خود مشغول می شود. درست در این لحظه هست که می تواند درک هستی شناسانه خود را در لایه های پنهان و پیچیده بصری و معنایی نهفته بدارد و در حسرت برخورد با مخاطبی همسو تلاش خود را به نظاره بنشیند. مخاطبی که شاید بدون توضیح دریابد و درک کند تجربه ای را که هنرمند به اشتراک می گذارد.
فریبا رهنورد متولد اصفهان و بزرگ شده تهران است. پدر او معمار و مادرش اهل موسیقی است. تاثیرات خانواده منجر به علاقه و آموزش او در حوزه نقاشی شد و هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته نقاشی است. او سابقه بیش از یازده نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج از ایران را در پشتوانه تجربی خود دارد که از این میان می توان به نمایشگاه بین المللی هنر معاصر هنرمندان مستقل "Artrooms 2016" در لندن و همچنین نمایشگاه گروهی انجمن نقاشان ایران در گالری ساچورا شهر جنوا در ایتالیا در 2015 اشاره داشت. به نظر می رسد از آثار هنرمندانی که موضوعاتی نزدیک به خود را دارد همانند فرانسیس بیکن، و آبراموویچ بهره می گیرد و مطالعه آثار هنرمندان سورئالیستی یی همچون رنه مگریت را در آثار خود موثر می داند.
او که به گفته خود نزدیک به 5 سال است در تدارک چنین نمایشگاهی است –فاجعه آرام نمی گیرد- به جهان و اتفاقات فاجعـه بار اش در زمینه حیات می اندیشد و با اتفاقات تلخ اش به جهان انسانی امیدوار است.
سفر پیدایش روایت، آن حایی است که زمان ها در هم تنیده می شوند و چنین به نظر می رسد که رخداد هایی موازی با یکدیگر در حال وقوع اند. این برخورد با مقوله ی فضا و زمان که نمونه های آن را در نقاشی های مدرن به وفور می بینیم، بیش از هر چیزی حاصل رهیافت نوین علم متافیزیک بوده است....
بی شک نقاشی از لذت بخشی و تاثیر تکان دهنده بر مخاطب آغاز می شود، اما هدفی والاتر را می طلبد. تصویری که با دغدغه های دوران هر فردی گره می خورد، او را به تامل وامی دارد، درگیر می سازد و به چیزی جز آنچه تا قبل بوده بدل می سازد، و در نهایت نقاشی چیزی بیش از لذت صرف از یک تصویر را نشانه می رود. این اتفاق زیبا زمانی رخ می دهد که ما متن تصویر نقاشی را با خودمان منطبق سازیم. بطوری که واژه های کلامی شسته شود، ژست هامان و مهمتر باورمان تغییر یابد و ما را وادار سازد که جور دیگری هستی را دریافت کنیم.1
با این مقدمه می توان آثار رهنورد را بهتر دریافت. نزاع، دغدغه های چندلایه یی، پیچیدگی های فرمی و نورهای تاریک و گنگ در دل مضامین خشک و تلخ می تواند حکایت از نوع اندیشه هنرمند داشته باشد. با خلق این فضا است که رهنورد مخاطب خود را به آشوب دعوت می کند. آشوبی درونی و معنایی، تا دریابد که است؟ و که می تواند باشد؟.
فضاهای چند لایه ای در نقاشی های رهنورد، بدون پلان های مجزا آن هم در یک بستر تاریک حس رازآلودگی و نومیدی را مضاعف می نماید. گویا هنرمند تلاش می کند تا مخاطب آثارش را در یک بلاتکلیفی رها کند. بافت های تودرتو و لایه های درهم به مثابه لایه های جداناپذیر زمانی، در زندگی امروز موضوعاتی هستند که انسان را در یک کشمکشی ابدی میان بقا و نیستی به نوسان می کشاند. در نقاشی های او نور بر چهره کودکان در جنگ متمرکز است و مرد جنگ آور در تاریکی و سوار بر شهر ویران شده و کودکان معصوم گویا نتیجه فاحعه آمیز را به مخاطب خویش منتقل می ماید. این بن مایه با منفعل شدن پیکره در میان اتاق و فضای آشفته و تاریک پیرامونی اش به شکل دیگری نمایانگر چنین مفهومی ست. گویا هنرمند در تلاش است تا با نگاهی تاثیرگذار نشان دهد که دوره های خوب به نابودی کشیده می شوند و هیچ وقت آرامش پایدار نخواهد ماند. این حقیقت حیات انسان است. حقیقتی درونی که البته نمایش آن در جهان بیرونی، می تواند حیات انسان ها در کشورهای جنگ زده خاورمیانه باشد.
هنرمند برای بیان حس خود از حیات انسان معاصر تلاش دارد تا آینه تمام نمایی از وقایع تلخ روزگار انسان معاصر را به تصویر بکشد.
این مفاهیم در فرم های به کار رفته در نقاشی های رهنورد نیز قابل جستجو است. چنگال های تیز آورده شده در دیگر اثر او ، همچنین فرم های تیز با زاویه های اریب ، و یا فرم های مستاصل شده در ترکیب متزلزل آثارش همه نمایشی از این مضمون خواهند بود که فاجعه هست و پایان نمی یابد. رهنورد در ارائه موضوع خود جسورانه رفتار می کند. در تکنیک، خود را محدود نمی کند و آزادی عمل خود را در انتخاب نوع تصاویر به هدف کلاژ به خوبی نشان می دهد. این آزادی در لحن ترکیب بندی نقاشی ها نیز دیده می شود. با بررسی نوع ترکیب بندی های آثار، این عدم رعایت یک روند واحد کاملا به چشم می خورد. هرچند که هنرمند تنها در بعضی از آثار به ترکیب بندی های بسیار صحیحی دست پیدا کرده است. به هر روی، این روند به او اجازه می دهد تا از احساس در هنگام خلق نقاشی بیشتر بهره برد و به مخاطب منتقل نماید . با این سازو کارها رهنورد می تواند فضای بصری خود را به مخاطب تحمیل می کند؛2 چرا که موضوع او تحمیل شدن افراد و موقعیت هایی ناخواسته بر افراد دیگر است. شاید بتوان گفت شیء شدگی و ابزاری شدن انسان در حیات معاصر از موضوعات مورد تمرکز رهنورد است. اما کمی دورتر می توان دریافت که در دل این تاریکی ، هنرمند ما را به داشتن امید دعوت می کند. به نظر می رسد دو موضوع یا مسئله مهم را می توان از آثار فریبا رهنورد درک کرد. او در نقاشی هایش دو چیز را از انسان معاصر طلب می کند. مسئولیت پذیری و امید به تغییر.
دعوت به هیچ کجا، اشاره نداشتن به هیچ مفهومی مجزا، و یا ارائه ندادن هیچ طرحی از پیش مشخص، همه و همه بیانگر یک رفتار واحد در تمام آثار رهنورد است. در نتیجه از رفتارهای پیوسته رهنورد در آثارش در می یابیم که او مخاطب را به تعلیق و زندگی توامان تعلیق وار دعوت می کند. گویا هنرمندان دوست دارند آثارشان فهمیده شود اما خودشان نه.

پی نوشت:
1 - اشاره به شعر سهراب سپهری واژه ها را باید شست جور دیگر باید دید . 2-" انسان هایی بر انسان های دیگر چیره می شوند، و بدین ترتیب تفاوت ارزش ها زاده می شود، طبقاتی بر طبقات دیگر چیره می شوندو بدین ترتیب ایده ی آزادی متولد می شود، انسان هایی، چیزهایی را که برای زیستن نیاز دارند تصاحب می کنندو به این چیزها دوامی که ندارند تحمیل می کنند، یا آنها را به زور تصاحب می کنند و بدین گونه منطق متولد می شود" (فوکو، ص 381)

منابع:
1- هریسون، چارلز ؛ وود ، پل. هنر و اندیشه های اهل هنر . ترجمه ی فرزان سجودی. انتشارات فرهنگ کاوش. جلد پنجم. تهران 1380. 2- فوکو، میشل. از مدرنیسم تا پست مدرنیسم (مجموعه مقالات). ترجمه نیکو سرخوش و افشین جهاندیده . نشر نی. چ3.تهران 1382.