L O A D I N G

فاجعه آرام نمیگیرد

فریبا رهنورد از نقاشان مکتب مدرن و معاصر ایران در شهر اصفهان متولد شد. او نقاشی حرفه ای را از سن 18 سالگی شروع کرد. وی پس از چندین سال کار حرفه ای وارد دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی تهران شد و در طول این سال ها به جهت علاقه شدید به تراژدی های دنیای مدرن به سمت اکسپرسیونیسم انتزاعی روی آورد. که این رویکرد غالبا با موضوعیت تاریخ، خشونت و فاجعه در دنیای مدرن بوده است، که می توان آن ها را در آثارش مشاهده کرد. نهایتا در ادامه این تلاش ها اثار او در بینال ها و نمایشگاه های بین المللی، حضور یافت. پدر او معمار و خانواده اش اهل هنر و موسیقی می باشد. تأثیرات خانواده منجر به علاقه و آموزش او در حوزه نقاشی شد و هم اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد در رشته نقاشی است. او سابقه بیش از یازده نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج از ایران را در پشتوانه تجربی خود دارد.
به نظر می رسد از آثار هنرمندانی که موضوعاتی نزدیک به خود را دارد همانند فرانسیس بیکن، و آبراموویچ بهره می گیردو مطالعه آثار هنرمندان سورئالیستی همچون رنه مگریت را در آثار خود موثر می داند. او که به گفته خود نزدیک به 5 سال است در تدارک چنین نمایشگاهی است - فاجعه آرام نمی گیرد - به جهان و اتفاقات فاجعه بارش در زمینه حیات می اندیشد و با اتفاقات تلخش به جهان انسانی امیدوار است. بی شک نقاشی و لذت بخشی و تأثیر تکان دهنده بر مخاطب آغاز می شود، اما هدفی والاتر را می طلبد.
تصویری که با دغدغه های دوران هر فردی گره می خورد و او را به تأمل وا می دارد، و به چیزی جز آنچه تا قبل بوده بدل می سازد، و در نهایت نقاشی چیزی بیش از لذت صرف از یک تصویر را نشانه می رود. این اتفاق زیبا زمانی رخ می دهد که ما متن تصویر نقاشی را با خودمان منطبق سازیم به طوری که واژه های کلامی شسته شود، ژست هامان و مهم تر باورمان تغییر یابد و ما را وادار سازد که جور دیگری هستی را دریافت کنیم.
سولماز نراقی دوست موزیسین، نقاش جوان، درباره آثار فریبا نوشته: لایه های همپوشای اثر از هر تابلو روایتی خیالی ساخته که در ذهن هر بیننده، صورت بندی خاص خود را می یابد.
سفر پیدایش روایت، آن حایی است که زمان ها در هم تنیده می شوند و چنین به نظر می رسد که رخداد هایی موازی با یکدیگر در حال وقوع اند. این برخورد با مقوله ی فضا و زمان که نمونه های آن را در نقاشی های مدرن به وفور می بینیم، بیش از هر چیزی حاصل رهیافت نوین علم متافیزیک بوده است....
کرانمند اما بی حد و مرز و تابع فرایند دائمی استحاله عناصری که در همنشینی با یکدیگر، دینامیزم فاجعه را تشدید می کنند.

گفتگوی کوتاه با فریبا رهنورد به بهانه نمایشگاه نقاشی هایش در گالری چهار
خانم رهنورد استقبال از کارهایت، چطور بود؟

بازدید کننده که خیلی زیاد داشت، نقد های زیادی هم درباره ی کار ها شد، ولی از لحاظ اقتصادی، فروش خوبی نداشت. شاید بستگی به شرایط اقتصادی جامعه دارد که این روز ها اصلاً شرایط خوبی نیس.

چرا فاجعه، چرا اکسپرسیونیسم و چرا تلخ؟
ظاهراً اثار من تلخ است، اما با نگاه دقیق تر به نور، می توان دریافت که بستر کار به دلیل فرم های شکسته و مستاصل و نورپردازی کم خود، به ظاهر تلخ نشان می دهد اما برای ارائه امید به تغییر، چیزی که هر انسانی در زیست خاورمیانه به آن دل بسته، بایست تاریکی را نشان دهد تا نور امید بیشتر هویت پیدا کند. به همین دلیل آثار من تعاملی بین تلخی و امید به آینده است.
در نتیجه اتفاقا آثار من به اکنون تلخ اشاره دارداما امید به تغییر با نگاهی مسوولیت پذیرانه را هدف اصلی خود قرار داده است.

آیا نیش قلم موی شما بشان اکسپرسیونیست های کلاسیک، می تواند افکار عمومی را تحت الشعاع قرار دهد و به وجدان بشری بدل شود؟
هنرمند خلق می کندچون رسالت او خلق کردن است. این که چقدر موفق بوده و چقد تأثیر گذاشته به نظر او مرتبط نمی تواند باشد. طبیعی است، منتقدانی بایست باشند تا این نکته را در طول زمان بررسی کنند. به همین دلیل من نیز پاسخی ندارم چرا که، کار من خلق کردن است.

دستاورد های نگارش تصویری شما و ضرباهنگ های قلمی شما چیست؟ با این سبک و سیاق چه چیزی را دنبال می کند؟
به طور کلی دستاورد هر هنرمندی تأثیر گذاری است، البته نه تأثیر گذااری مفهومی خاص و مشخص. اما بیش از این، هنرمند در طول مسیر خلق هر چه بهتر و هرچه بیشتر خودشناسی می کند. هنر راهی است که انسان ظرفیت های خودش را دریابد و همچنین شاید آثار هنری برای مخاطبان نیز نقش خودشناسی را ایفا می کند. من نیز از این مقوله مستثنی نیستم.
اما برای بخش دوم سوال تان اگر به جای سبک، روند شکل گیری آثارم را بخواهم توضیح دهم می توانم این نکته را خاطر نشان کنم که کلاژ و این نوع رفتار برای رسیدن به هدف اصلی کارهایم راهی است تا بتوانم خودم را بدون مقدمه و به یکباره وارد فضای درونی کنم و از اتفاق بهره ببرم.